#20
به مخابرات رفتم و درخواست شماره ی کارلوس لینکن رو کردم. خوشبختانه اینبار کسی نگفت ، همچین چیزی وجود نداره. باهاش تماس گرفتم؛ اما کسی جواب نداد. دوباره شمارشو گرفتم و سه باره، چهار باره، بار دهم یه نفر جواب داد. صدای خس خسی از پشت تلفن به گوش رسید و قطع شد. باز تماس گرفتم و این بار خاموش بود. خب اگه سوفیا همون اتیش نابود کننده باشه و کارلوس جزو همونایی که کمک کرد تا پدر و مادر سوفیا رو نجات بدم؛ بهترین راه ارتباطی باهاشون اینه که به خونه برم و بخوابم.
........
با گیجی چشمامو باز کردم و نگاهی به ساعت انداختم. دو نصفه شب بود. تا جایی که یادمه ساعت حدودای شیش بود که خوابیدم. چرا هیچ خوابی ندیدم؟ ممکنه خودشون نباشن و فقط یه تشابه اسمی باشه؟
بی توجه به ساعت دوباره با کارلوس تماس گرفتم. اینبار صدای یه مرد تو گوشم پیچید که سلام میکرد.
_سلام. کارلوس لینکن؟
+بله خودم هستم. شما مسئول به هم زدن خواب هستید؟
_شرمنده؛ از عصر دارم باهاتون تماس میگیرم، ولی یا کسی جواب نمیده یا گوشی خاموشه.
+اما گوشی من اصلا زنگ نخورده!
_چقدر عجیب! احتمالا مشکل از مخابرات بوده. شما میتونید الان به دفتر
جیمن بیاید؟ من
کاراگاه جیمن هستم و سوالاتی درباره ی سوفیا ازتون دارم.
+دوست ندارم که ناامیدتون کنم؛ ولی من و سوفیا فقط یک هفتست که دوستیم. من چیزی برای گفتن به شما ندارم.
_لطفا شما تشریف بیارید. کوچک ترین نکته ها که از نظر دیگران به درد نخور هستن، گاهی سر نخ اصلیه.
+باشه، اما بدونید که من چیزی برای گفتن ندارم.
#کاراگاه_جیمن
@romandelaram1221
برچسب:
نویسنده: متین باقریان
تاريخ: پنجشنبه
25 بهمن
1397 ساعت: 6:12